معاون بهداشت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت  میزان خودکشی در ایران پایین تر از میانگین جهانی است با این حال،باید برای  کاهش هر چه بیشتر آن تلاش کنیم.«علیرضا رئیسی» در همایش «پیشگیری از خودکشی» در تهران خاطر نشان کرد: مسائل اجتماعی خطی نیستند و نمی‌توان انتظار داشت با اجرای یک اقدام مشخص مانند برگزاری جشن یا اردو، مشکل خودکشی برطرف شود؛ زیرا این پدیده ماهیتی پیچیده و شبکه‌ای دارد و برای پیشگیری از آن باید مجموعه عوامل را همزمان در نظر گرفت.
به گزارش اطلاعات، خودکشی که این روزها با عبارت محترمانه‌تر «مرگ خودخواسته» نیز از آن یاد می‌شود، دلایل متعدد و زمینه‌های متنوعی دارد. به عبارت دیگر، خودکشی غالبا اتفاقی لحظه‌ای نیست، مسیری است که در ذهن انسان ساخته شده و طبعا عوامل مختلف مسیر، همه در رسیدن به این گزینه مؤثرند. در اغلب تحقیقات و پژوهش‌های مرتبط با خودکشی، بر چندبعدی بودن دلایل آن اتفاق نظر وجود دارد. دیروز نیز   معاون بهداشت وزیر بهداشت به همین نکته اشاره کرد و گفت: خودکشی تابع فعالیت‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی و شبکه‌ای است؛ لذا اگر در مسایل اجتماعی، خطی فکر و عمل کنیم، شکست می‌خوریم و باید نگاه علمی داشته باشیم.
رئیسی که در همایش علمی ـ تخصصی 
« پیشگیری از خودکشی» در دانشگاه علوم پزشکی ایران سخن می‌گفت، متذکر شد: لازم است در سند ملی پیشگیری از خودکشی بازنگری شود؛ ضمن این‌که موضوع ارتقای سواد سلامت و خودمراقبتی با روش‌های آسان بسیار تأثیرگذار است؛ زیرا بسیاری تمایل به مراجعه برای مشاوره ندارند، اما وجود محیط ایمن و قابل‌اعتماد بسیار موثر است.
خودکشی، گزینه‌ای غیرفعال 
وقتی صحبت از خودکشی به میان می‌آید، ذهن ما به سرعت به سمت روان‌شناس و روان‌پزشک می‌رود، در حالی که موضوع مهمتر، «واگیردار بودن» خودکشی است. دکتر رئیسی با تأکید بر این گزاره توضیح داد: خودکشی از نظر روانی واگیردار است و می‌تواند روی افراد دیگر نیز اثر بگذارد و در یک منطقه الگو شود. از این منظر، خودکشی موضوعی اجتماعی است که باید از منظر علم به آن نگاه کنیم.
اشاره معاون بهداشت وزیر به فعال شدن گزینه خودکشی برای افرادی است که در اطرافشان فرد یا افرادی به صورت خودخواسته به زندگی خود خاتمه داده‌اند. در واقع خودکشی همیشه در ذهن آدم‌ها یک گزینه است، گزینه‌ای غیرفعال؛ دکمه‌ای خاموش روی صفحه‌ای که هیچ‌وقت به آن نگاه نمی‌کنند. اما گاهی مرگ خودخواسته یک نفر در دایره دوستان و نزدیکان، آن دکمه را قابل‌دیدن می‌کند. 
پژوهش‌های مربوط به «سرایت خودکشی» نشان می‌دهد مواجهه با خودکشی دیگری می‌تواند برای برخی افراد، این رفتار را از چیزی دور و غیرقابل‌تصور به گزینه‌ای واقعی‌تر بدل سازد یا به عبارت دیگر، گزینه غیرفعال را فعال کند.
بازنگری گزاره‌های رایج درباره خودکشی 
دیدگاه‌های کلاسیک در مورد دلایل خودکشی که عموما حول موضوع افسردگی بود، بر فردی بودن اقدام به پایان زندگی تکیه داشت اما همان‌طور که اشاره شد، امروزه خودکشی به عنوان یک پدیده چندوجهی و چندعلتی شناخته می‌شود. 
دکتر آذرخش مکری، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز در این همایش، با اشاره به برخی دیدگاه‌های جدید درباره پیشگیری از خودکشی، به سه موضوع که در سال‌های اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته شامل «تخمین ریسک خودکشی»، «اتوپسی روانی» و «شکل‌گیری احساس درماندگی و سرزنش خود» در اطرافیان افرادی که بر اثر خودکشی فوت کرده‌اند پرداخت.
به گزارش ایسنا، وی به تعدد عوامل خطر اشاره کرد و گفت: حتی در شرایطی که یک عامل خطر بتواند احتمال خودکشی را چند برابر کند، باید توجه داشته باشیم که خودکشی در جمعیت یک پدیده نسبتا نادر است؛ بنابراین، افزایش چندبرابری خطر به این معنا نیست که اکثریت افرادی که آن عامل خطر را دارند، دست به خودکشی خواهند زد.
«اتوپسی روانی» و رد «دکترین ۹۰ درصد»
آذرخش مکری با اشاره به مفهوم «اتوپسی روانی» یا کالبدگشایی روان توضیح داد: فردی که فوت کرده دیگر برای بررسی وضعیت روانی‌اش در دسترس نیست؛ بنابراین تلاش می‌کنیم از طریق گفتگو با خانواده و اطرافیان بفهمیم چه مشکلی داشته است. این روش را اتوپسی روانی می‌نامند. بخش قابل‌توجهی از آمارهایی که درباره ارتباط بیماری‌های روان‌پزشکی و خودکشی مطرح می‌شود، از مطالعات این‌چنینی به دست آمده است. برای مثال، بارها گفته می‌شود که ۸۰ یا ۹۰ درصد افرادی که خودکشی می‌کنند، بیماری روانی، به‌ویژه افسردگی، دارند. اما باید پرسید این عدد دقیقا از کجا آمده و چه میزان از آن مبتنی بر اتوپسی روانی است. دکتر مکری به قدیمی‌بودن این مطالعات اشاره کرد و گفت: اخیرا پژوهشگران نسبت به این اعداد و نحوه به‌دست آمدن آنها تردیدهایی مطرح کرده‌اند. 
دشواری پیش‌بینی و احساس سرزنش
وقتی یک فرد مشهور بر اثر خودکشی فوت می‌کند، مردم می‌گویند که پیش از آن چقدر خوب توانسته بود افسردگی خود را از اطرافیان پنهان کند، یا پزشک و روان‌شناس او را سرزنش می‌کنند که چرا متوجه عمق افسردگی‌اش نشده است. مکری با مطرح کردن این مثال پرسید: اما سؤال این است که چرا از ابتدا فرض می‌کنیم آن فرد حتما افسردگی عمیقی داشته؟
وی با اشاره به پیامدهای این نگاه برای خانواده‌ها و کادر درمان اظهار کرد: بعد از وقوع خودکشی، این تصور می‌تواند احساس درماندگی و سرزنش برای خانواده یا کادر درمان ایجاد کند. اما اگر بدانیم عوامل خطر، قدرت پیش‌بینی بسیار محدودی دارند، متوجه می‌شویم که چرا نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم همه موارد را از قبل شناسایی کنیم؛ حتی در گروه‌هایی که چند عامل خطر همزمان وجود دارد، باز هم نمی‌توان با قطعیت پیش‌بینی کرد چه کسی در معرض خودکشی قرار خواهد گرفت.
وی همچنین گفت که برخی گزارش‌ها   نشان داده‌اند تعداد افرادی که برای درمان افسردگی وارد سیستم درمانی شده‌اند، طی سال‌های مختلف به شکل قابل‌توجهی افزایش یافته، اما این افزایش به همان نسبت با کاهش خودکشی همراه نبوده است. 
این استاد روان‌پزشکی با اشاره به عوامل اجتماعی و بحران‌های ناگهانی گفت: وقتی دقیق‌تر به موارد خودکشی نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم بسیاری از عوامل، الزاما با افسردگی مرتبط نیستند. حتی ممکن است فرد پیش از اقدام، روحیه خوبی داشته باشد و هیچ نشانه واضحی از افسردگی در او دیده نشود اما یک اتفاق ناگهانی، شرایط او را تغییر دهد. 
مرگ‌های ناامیدی و خسران بازنده بودن
مکری با اشاره به مفهوم «مرگ‌های ناامیدی» گفت: برخی پژوهشگران معتقدند باید خودکشی را در کنار برخی مرگ‌های مرتبط با ناامیدی بررسی کرد. حال سؤال مهم این است که چرا فرد به نقطه‌ای می‌رسد که احساس می‌کند راهی برای خروج از شرایط ندارد و پاسخ این سؤال همیشه در تشخیص یک بیماری روان‌پزشکی خلاصه نمی‌شود.
وی همچنین با اشاره به تغییرات خودکشی در برخی گروه‌های اجتماعی گفت: یکی از نمونه‌های جالب، افزایش خودکشی در میان مردان سفیدپوست آمریکای شمالی است که تحصیلات دانشگاهی ندارند. این موضوع نشان می‌دهد که عوامل اجتماعی و احساس خسران می‌توانند اهمیت زیادی داشته باشند.  گاهی فرد احساس می‌کند بازنده است؛ حقوق پایینی دارد، شغل مناسبی ندارد یا جایگاه اجتماعی را که انتظار داشته به دست نیاورده. بنابراین مسأله فقط میزان واقعی امکانات نیست، بلکه برداشت فرد از جایگاه خود در مقایسه با دیگران نیز اهمیت دارد.
مکری به موضوع کمال‌گرایی هم پرداخت که ارتباط تنگاتنگی با ناامیدی دارد. وی گفت: کمال‌گرایی نیز از موضوعاتی است که باید جدی‌تر مورد توجه قرار گیرد. 
 توسعه ،خودکشی را کاهش نمی دهد
مجید صفاری‌نیا، رئیس انجمن روان‌شناسی اجتماعی ایران از دیگر سخنرانان همایش «پیشگیری از خودکشی» بود. وی با تأکید بر این‌که خودکشی، خشونت علیه خویشتن است، گفت: خودکشی زمانی رخ می‌دهد که فرد مرگ را نه یک پایان، بلکه راهکاری برای حل مسأله در یک بن‌بست زندگی می‌داند. فرد در این بن‌بست از حق حیات خود برای فرار از رنج استفاده می‌کند. 
وی با اشاره به مباحثی در مورد ارتباط توسعه و خودکشی گفت: نباید گرفتار این باور شویم که با توسعه، نرخ خودکشی لزوما کاهش می‌یابد. اگر چنین بود، برخی کشورهای غربی امروز نباید نرخ خودکشی بالاتری نسبت به ما می‌داشتند. 
انزوای مدرن و خلاء معنایی
صفاری‌نیا با اشاره به دو بحران بنیادین در تحلیل خودکشی اظهار کرد: به نظرم نخستین بحران، انزوای مدرن است؛ یعنی فردگرایی مفرط، تکنولوژی و فضای مجازی. مخالف تکنولوژی نیستم، اما باید توجه کنیم که همین فناوری‌ها در برخی موارد ما را در سلول‌های تنهایی محصور کرده‌اند. فقدان پیوند اجتماعی می‌تواند یکی از پیشران‌های خودکشی در میان جوانان باشد.
معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور، دومین بحران را خلاء معنایی و افول معنویت دانست و گفت: وقتی انسان از ریشه‌های معنایی خود جدا می‌شود، در برابر توفان‌های زندگی هیچ لنگرگاهی ندارد.
وی با تأکید بر این‌که عوامل اقتصادی و اجتماعی نیز در این زمینه اهمیت دارند، افزود: شرایط اقتصادی و بیکاری بسیار مهم است و عوامل فردی نیز نقش دارند؛ اما در تحلیل علمی نباید همه‌چیز را به یک عامل محدود کنیم.  صفاری‌نیا با اشاره به تفاوت وضعیت استان‌ها از نظر شاخص‌های توسعه و خودکشی گفت: برخی مناطق با توسعه کمتر، نرخ خودکشی پایین‌تری دارند. برای نمونه، استان سیستان و بلوچستان از نظر شاخص‌های توسعه در سطح بالایی قرار ندارد، اما در آمار خودکشی در انتهای جدول است. این موضوع نشان می‌دهد که باید به همه معیارها توجه کنیم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی